روستای توكل
سرزمین مهر ودوستی 
نویسندگان
نظر سنجی
به نظر شما عملکرد شورا ودهیار دوره پنجم چگونه بوده است؟





ابر برچسب ها

* دوره اوج صفویان:

تا قبل از شاه عباس حكام صفوی هیچگونه تسلطی بر مکران نداشتند و مکران بیشتر بصورت مستقل از ایران و هند بودند اگر‌چه بعضاً حملاتی از سوی ایران به نواحی بلوچ انجام می‌شد. اما این یورشها بیشتر حالت غارت و چپاولگری بود تا سلطه و حاكمیت پادشاهی ایران این روند بعد از حكومت شاه عباس و اصلاحات اداری و سیاسی كه وی انجام داد و شكست ازبكان و عثمانیها و برقراری ثبات در كشور وی متوجه جنوب‌شرق و جنوب شد كه در جبهه جنوب توانست پرتقالیها را از خلیج فارس شكست دهد. و توسط گنجعلیخان حاكم كرمان عملیاتی را در درون سرزمینها  بلوچی به انجام برساند و قلعه ابن فهل ( بمپور ) را متصرف و تا كیچ در  مركز بلوچستان پیشروی كند.

از این زمان به بعد بلوچستان عملاً بین دو امپراتوری گوركانی در شرق و امپراتوری صفوی در غرب تقسیم شد   خط مرزی از دهكده اورماره در بین گوادرو كراچی تا مستونگ در شمال امتداد می‌یافت( 1023 ﻫ.‌ق- 1604 ) . پس از گذشت 8 سال با ردیگر ملك میرزا از بستگان ملك شمس‌الدین حاكم شكست خورده بمپور بعنوان والی مكران انتخاب شد. و بار دیگر حكومت بلوچستان زیر نظر بلوچها در آمد.

بعد از این فتح عملاً دولت صفوی كار آنچنانی در بلوچستان نداشت.و ملک میرزا طریق بندگی در پیش گرفته و حتی در لشکرکشی شاه ایران به بغداد همراه با فوجی از تفنگچیان بلوچ وی سپاه ایران را یاری رساند .این ماه عسل چندی نپایید که بار دیگر ملک میرزا نیز در سنه1030 هجری قمری سر از اطاعت شاه ایران پیچید که با اعزام ملک حمزه سیستانی فرزند ملک جلال الدین خان سیستانی به اقلیم مکران از سوی دربار ایران  ملک میرزا به قزوین   دارالحکومه صفوی رسیده و با پرداخت خراج و  وساطت  حاکم دارالامان کرمان وقورچی باشی شاه ایران را راضی و از جنگ دوباره جلوگیری کرد . پس از این وقایع اتفاق دیگری در رابطه با  دربار ایران روی نداد ..

باتهاجمات صفویه به مکران وتضعیف قوای ملکها  که روزگاری از میری در کیچ تا بمپور در غرب را تحت سلطه داشتند .  گروه دیگری از بین ملوک الطوایف بلوچستان  ظهور نمود که به واسطه خواستگاه شان به بلیده ای موسوم گردیدند  و  ابو سعید بلیده ای  توانست از ضعف  ملوک  استفاده برده و  با شکست ملک میرزا در بمپور  کل بلوچستان را از زیر یوغ  صفویه برهاند . از شاه عباس چهار پادشاه از سال 1639- 1722 روی كار آمدند. اما عملاً بلوچستان بصورت مستقل اداره می‌شد. و فرمان شاهی در مكران و بلوچستان اجرا نمی‌شد. و نه تنها صفویان تسلطی بر بلوچستان نداشتند بلكه این بلوچها بودند كه باحملات گاه و بیگاه خود بر نواحی مركزی باعث هرج و مرج می‌شدند. در زمان سلطان حسین بدنبال ضعف دولت صفوی بلوچها لشكركشی گسترده‌ای را به ایران سازمان دادند و كرمان را متصرف شدند؛ دسته‌ای تا یزد را غارت و تاراج كردند. و دسته‌ای دیگر راه جنوب را در پیش گرفتند و در نواحی ساحلی جنوب بندر گمبرون را تقریباً بدون مقاومت تصرف كردند و تا لارستان پیش رفتند. ( 1699 ). شاه پس از این واقعه بشدت مشوّش شده و گرگین یازدهم پادشاه گرجستان و كارتیل را مأمور دفع شورش كرد اما وی كه آرزومند بازگشت به كارتیل بود نپذیرفت عاقبت شاه در مجلس بزم امراء كرد كه وی به كرمان برود  . و چون سر هر دو

از باده گرم بود گرگین‌خان قبول كرد. بعد از آن گرگین از طرف شاه به حكومت كرمان منصوب و تداركات جنگ را فراهم كرد. او در نوامبر 1699 برادر خود لئون را با لشكری از گرجیها را برای سركوبی دشمن اعزام كرد. لئون ظرف 20 روز به كرمان رسید و در نخستین جنگی كه بین بلوچها و گرجی‌ها در گرفت بلوچها شكست خوردند.

خود گرگین با جمع دیگر از گرجی‌ها در ماه مه 1700 به كمك برادر شتافت و در جنگ سختی كه روی داد گرگین‌خان بلوچها را شكست داد. و تلفات سنگینی بر آنها وارد كرد. گرگین بعد از این پیروزی سر یاغیان بلوچ را به اصفهان فرستاد؛ شاه حسین ثروت زیادی را به پاداش خدمتی كه لئون كرده بود به او بخشید و منصب دیوان بیگی اصفهان را به وی  تفویض كرد. و چون با وجود شكست بلوچها باز هم طغیان آنها از بین نرفته بود. گرگین در مقام خود در كرمان باقی ماند. بعد از 3 سال بلوچها با تجدید قوا بار دیگر در 1703 با سپاهی نیرومند به رهبری میرسمندر به متصرفات صفویان در قندهار حمله كردند. قوای میرسنمدرگروهی را كه حاكم علیه او فرستاده بود شكست داد و فرمانده آنرا كه فرزند حاكم بود به قتل رسانید. و صفویان را مجبور به عقب‌نشینی كرد.وقتی این خبر شگفت‌انگیز به اصفهان رسید شاه متوجه خدمات گرگین‌خان در جنگ علیه بلوچها بود، به او فرمان داد بی‌درنگ به كمك قندهار بشتابد و در عین حال او را به فرماندهی كل قوا منصوب كرد. گرگین در ماه مه 1704 از كرمان به قندهار عزیمت كرد و هنگامیكه از دشت لوت می‌گذشت سپاهش از گزما صدمه بسیار دیدند. آنگاه بعد از هفت هفته طی طریق میرسمندر و بلوچهای تابع او را مطیع كرد. اما علی‌رغم شكست مقطعی بلوچها در جبهه شمال، كشمكشهای آنان با صفویان ادامه داشت و در سال 1717 بار دیگر طوایف بلوچ نواحی بم و كرمان را غارت كردند . سه سال بعد در 1720 دسته‌ای از بلوچها تا نزدیكی اصفهان پیش رفته كالاهای تجارتی را غارت كردند و هم بازرگانان را به اسارت بردند. در این سال هم بلوچها كل جنوب و جنوب‌شرق ایران را از بم و كرمان گرفته تا بندر گمبرون و سمار را متصرف شده بودند. این زدوخوردها ادامه داشت تا در سال 1133 ﻫ.ق برابر با 1721 بلوچها به رهبری عبدالله‌خان با افغانها متحد شدند و طومار سلطنت صفویان را درهم پیچیدند .

منابع:سیستان-جی پی تیت-ترجمع ریس الذاکرین --

baluch.blogfa.com




طبقه بندی: تاریخی،
[ دوشنبه 17 خرداد 1389 ] [ 04:29 ب.ظ ] [ صاحبداد رئیسی ]

* روی كار آمدن دولت صفوی و رویدادهای پس از آن:

اندك زمانی از تسلط طوایف رند بر بلوچستان نگذشته بود كه سلطان حسین بایقرا درگذشت ( 1505 ) و با این واقعه طوایف رند متحد بزرگی را از دست دادند. سه سال قبل از ان  نیز شاه اسماعیل صفوی توانسته بود تبریز  را تصرف نموده و  سلسله شیعه صفوی  را تاسیس نماید  و در حال بسط سلطه خود بر سایر نواحی ایران بود. شاه اسماعیل  پس از برسر گذاردن تاج  شاهی به جایردای   تصوف  اقدام به فتح نواحی  ایران نمود و  با فتح  فارس و  عراق عجم ، مازنداران ، یزد و ابر قو، ارامسازی  سرحد غربی و الحاق دیار بکر ، فتح  عراق عرب و جنوبغربی ایران  بسوی خراسان  روانه شد .

همزمان با این تحولات محمدخان شیبانی ازبک  در ماورالنهر  قدرت یافته و با پیشروی به سوی خراسان و جنوب  توانست بازماندگان سلطان حسین را شكست داده و هرات را متصرف شود ( 1507 م ). پس از تصرف پایتخت  تیموریان  خاندان  مغول ارغون كه بر قندهار حاكم بودند در سال 1508 م از خان ازبك اطاعت نمودند و  بدین ترتیب تمامی خراسان بزرگ از ماورالنهر  و خوارزم در شمال تا   قندهار  در جنوب  تحت سلطه ازبکیه  درامد.  از  طرفدیگر  شاه اسماعیل صفوی نیزدر پی استیلا بر خراسان  با قوای شیبک خان ازبک رودررو شد   که در این سلسله جنگها  شیبک خان شکست یافت و شاه اسماعیل   پس از  سپری شدن 10ده سال  از زمان بر تخت نشستن در تبریز  برکل ایران انروزگار  مسلط گردید . اسماعیل با شكست شیبانی‌خان ازبك بر خراسان مسلط شد. و با فتح قندهار شاه شجاع بیگ زنون ارغون والی قندهار  را نیز در محبس هرات زندانی كرد.  پس از این  وقایا  طولی نكشیده بود که  با تعصب مذهبی نیروهای صفوی و كشتار مردم هرات و قتل حافظ زین‌الدین مفتی بزرگ اهل سنت در آن روزگار باعث شورش مردم خراسان شد. پس از این شورشها شجاع بیگ زنون از محبس گریخت و به قندهار رفت ( 1512 ) . شاه اسماعیل كه در مشهد بود امر به كشتارمردم كرد و شهرخ افشار را با سپاهی روانه قندهار نمود تا شجاع بیگ را معدوم و قندهار را مسخر نماید. اما این سپاه از فتح قندهار عاجز آمد. و در عوض به مستونگ از شهرهای شمالی بلوچستان حمله برد و مردم بیگناه را كشتارنمود. شاه اسماعیل علی‌رغم تسلط بر  بیشتر سرزمینهای ایرانی عملاً نتوانستدر مکران کاری از پیش ببرد. و اولین و تنها رودر‌رویی صفویان با  بلوچها همان واقعه مستونگ بود. در  این اثنای زد‌و خوردهایی بین نیروهای بحری پرتقال به رهبری دون الفرنسو البوكرك و نیروهای صفویه در هرمز بوقوع پیوست كه موجب شكست نیروهای ایرانی و تسلط قوای پرتقال بر سواحل جنوبی ایران شده. اما شاه اسماعیل  با مغتنم شمردن  فرصت  و در قراری كه بین قوای پرتغال و شاه ایران منعقد گردید.

سركوب مکران را به پرتغالیها وا گذاشت. بندهای این قرارداد بدین شرح است :

1- قوای پرتغال در حمله ایران به قطیف و جزیره ایران را مدد خواهد كرد.

2- قوای پرتغال امنیت سواحل جنوبی مكران را بعهده گرفته و هرگونه شورشی را سركوب می‌نماید.

‌3- در جنگ پادشاهی پرتغال با عثمانی ایران جانب پادشاه پرتغال را خواهد گرفت.

متعاقب این قرارداد نیروهای پرتغالی به گواتر حمله كردند ( 1508 ) و پس از آن طیس را متصرف و بعنوان پایگاه خود در آوردند. شاه اسماعیل عاقبت در ( 1525 ) مرد و جانشینان وی تا شاه عباس اول هیچكدام نتوانستند در بلوچستان كاری را از پیش ببرند. و واقعه خاص بجز چند مورد  لشکر کشی  جزیی  در روابط بلوچستان و صفویان بوقوع نپیوست. اما در خلال این سالها      ( 1512- 1604 ) حوادث مهمی در شرق بلوچستان در هند رخ داده بود. دولت گوركانی افغانستان كه از طرف دو دولت بزرگ در غرب صفویه و در شمال شیبانیان مواجه  شده بودو  قلمرویشان فقط به نواحی کابل و اطراف ان محدود شده بود  توسط بابر به هند حمله كرد و دهلی را متصرف شد. ( 1525 ) و خود بابر گورکانی  چند سال بعد در ( 1529 ) در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوی فوت نمود. پسر و جانشین بابر همایون شاه گوركانی در سن 24 سالگی پادشاه هند شد.  که با مخالفتها  و شورشهایی  هماز طرف برادرانش  کامران میرزا والی قندهار  و هم  از سوی بازماندگان  حکام افغانی هند  مواجه شده كه توان غلبه بر همة آنها را نداشت.

از همه مهمتر كامران میرزا كه حكومت كابل و قندهار را در دست داشت و بر علیه همایون به هند لشكر كشید و لاهور را اشغال كرد همایون هم برای دفع الوقت حكومت ولایات جنوب هندوكش و پنجاب را بدون منازعه به او وا گذاشت. همایون در سال 1538 با مخالفت برادر دیگر خود میرزا هندال مواجه شد. هندال نه تنها در اگره اعلام استقلال كرد بلكه دهلی را هم محاصره كردو كامران هم در این جنگ شركت كرد. همایون متعاقباً با حریف زبردست دیگری بنام شیر‌شاه سوری مقابل گردید. شیر‌شاه توانست در سال 1539 همایون را در « بهرجیپور » و در سال دیگر 1540 در ساحل گنگ به سختی درهم كوبید.

همایون بعد از این شکست از راه سند،بلوچستان ، گرمسیر و سیستان به هرات رفت تا از دولت صفوی به قصد اعاده پادشاهی استمداد نماید. شاه طهماسب نیز با روانه نمودن  ده هزار قزلباش  همایون را مدد نمود .

همایون در سال 1544 به هند برگشت  و با  قوای همراه که از شاه ایران  دریافت نموده بود  و با همراهی  فبایل بلوچ که  که در اقلیم پنجاب برعلیه شیر شاه سوری  شوریده بودند  وارد جنگ با غاصبین سلطنت   شد و در جنگهای بین او و برادرانش و دولت افغانی هند كه بمدت 15 سال ادامه داشت. دراین بین با همراهی و فداکاری قبایل بلوچ علی الخصوص  فرزندان ملک سهراب دوداهی  و قبیله رند  و همراهی قوای قزلباشیه   همایون توانست  تاج و تخت غصب شده را بار دیگر مسترد دارد . و از این پس قبایل بلوچ  جزءخواص شاهان مغولی  هند قرار گرفتند  . و  عملا" فرزندان ملک سهراب  بر تمامی نواحی پنجاب مسلط شدند و حتی تا امروزه نیز نواحی وسیعی درایالتهای  پنجاب و سرحد به نام پسران وی نامگذاری شده است مثل دره غازیخان در ایالت پنجاب که از نام غازیخان پسر ملک سهراب و    منطقه دره اسماعیل خان از نام فرزند دیگر وی اسماعیل خان گرفته شده است

 ادامه دارد .....




طبقه بندی: تاریخی،
[ شنبه 15 خرداد 1389 ] [ 05:20 ب.ظ ] [ صاحبداد رئیسی ]

سالهای آغازین قرن شانزدهم نقطة عطفی در تاریخ جهان بشمار می‌رود. ابتدای این قرن با رویداد فتح استانبول توسط تركان عثمانی و فتح آمریكا 1942 نشانگر آغاز دورانی جدید در تاریخ مشرق زمین  بود. در این دوره ملل اسلامی شرق نزدیك پس از چند سده توانستند بر خرابه‌های بجامانده از تهاجمات پی‌درپی اقوام وحشی مغول و تاتار امپراتوریهای عظیمی مثل عثمانی، صفوی و گوركانیان را بنیان نهند. اما از جانب دیگر جهان این‌ دوران با پدیده  جدیدی  به نام استعمار مواجه گردید. كه از طرف دولتهای آزمند غربی اعمال می‌گردید

بلوچستان در این دوره مثل اكثر ملل شرقی از یك طرف درگیر مشكلات و مصایب بوجود آمده در پی استیلاءِ مغول و تاتار بر نواحی آباد همسایه خراسان و كرمان بود. و از سوی دیگر با شكل‌گیری امپراتوریهای مقتدر صفوی در غرب و گوركانی در شرق و یورشهای استعماری دول غربی از جنوب بود.

* بلوچستان قبل از صفویه:

بلوچستان بعد از حملات مغولان و یورش تیموریان بصورت مأمن آوارگانی در آمده بود كه از بیم غارتگری مغولان به نواحی كوهستانی آنسوی بیابان لوت پناه آورده بودند؛ نظیر قبایل غز كه از كرمان به داخل مكران و تا حدود لاشار، مگس، سب و سوران، بگ و اطراف بمپور تا كیچ و بلیده اسكان یافتند. پس از این موج آوارگان، نوبت به دسته‌ای دیگر از قبایل بلوچ بود كه از خراسان به داخل بلوچستان كوچیدند. حتی گروهی از مغولان شورشی موسوم به نكودری وارد  بلوچستان گردیدند.

گروههای تازه وارد اندك زمانی پس از ورود به بلوچستان برسر تصاحب منابع و مراتع با یكدیگر به رقابت و نزاع برخواستند. كه این نبردها دستمایه اشعار و منظرهای كلاسیك بلوچی شده‌اند. بزرگترین نبرد جنگهای طوایف رند و لاشاری به رهبری میر‌چاكر و گوهرام بود. در مرحله اول این جنگها اتحادیه طوایف رند از لاشاریها و متحدان آنها شكست می‌خوردند ( 1467 ). قبایل رند به ناچار از بلوچستان هزیمت نموده و به قندهار رفته و پناهنده سلطان حسین بایقرا نواده تیمور شدند. و در نبردهای سلطان وی را مدد نمودند. سلطان حسین به پاس خدمات میرچاكر سردار رندها سپاهی را به سركردگی سپه‌سالار زنون بیگ ارغون روانه بلوچستان نمود. سپاه ترك و تاتار با همراهی و همدستی رندان موفق شدند قوای لاشاریها را درهم بكوبند و لاشاریهای متفرق شده گروهی به بلوچستان غربی عزیمت كرد و دسته‌ای دیگر راه سند را در پیش گرفت. پس از این پیروزی طوایف رند به مدد اتحاد با دولت گوركانی بر كل بلوچستان حكمرانی كردند. و میرچاکر حتی تا حدود پنجاب و ملتان را متصرف شد. اما چاكر در بلوچستان اقامت نكرد بلكه به ملتان رفت و از آنجا بر متصرفات خویش حكمرانی كرد. این مسأله باعث گردید بعدها طوایف رند ازمكران و شمال بلوچستان رانده شدند و فقط به بلوچستان شرقی و نواحی كوهستانی شمال شرقی و کوهپایه های سلیمان محدود شوند.  و با  مهاجرت جمعی دیگر  قبایل مکرانی به نواحی شرقی  اقلیتی قابل ملاحضه را در نواحی سند وپنجاب تشکیل دهند

 




طبقه بندی: تاریخی،
[ دوشنبه 10 خرداد 1389 ] [ 10:41 ق.ظ ] [ صاحبداد رئیسی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام خدمته شما دوستان عزیز از اینكه به وبه ما میسرین ممنون .در بهبود وبه مون ما رو یاری کنید با نظراتون با تشکر
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic